حس آمیزی
حس آمیزی
حسآمیزی در آرایههای ادبی، آمیختن دو یا چند حس است در کلام؛ به گونهای که ایجاد موسیقی معنوی به تأثیر سخن بیافزاید. عبارتهایی چون «خبر تلخ»، «قیافه بانمک»، «جیغ بنفش» نمونههایی از حسآمیزی در ادبیات عامیانه است که در آنها حس شنوایی و حس بینایی با حس چشایی و حس شنوایی با حس بینایی آمیخته شدهاست. نقطه اوج حسآمیزی در شعر فارسی، اشعار بیدل دهلوی و صائب تبریزی و نیز اشعار سهراب سپهری است.
این بیت از بیدل از نمونههای حسآمیزی است.
شمع روشن میتوان کرد از صدای عندلیب رنگها خفتهاست اینک در نوای عندلیب
ندارد پــردۀ نـيرنگ هستی جــز مــن و مــايی
به هر نقشی که چشمت واشود رنگ صدا بنگر
‹ بيدل›
سخن از زندگی نـــقــره ای آوازی است
که سحر گاهان فوارۀ کوچک می خواند
‹فروغ فرخزاد›
ولی رمز تأثير و زيبايی حس آميزی در چيست و چرا جا به جايی حس ها گاهی دلپذير تر از صورت طبیعی آنهاست ؟ يک عامل می تواند اين باشد که تعداد صفات در ميان حس های مختلف ، متفاوت است و عامل ديگر اين که انسان در مقابل بعضی حواس ، واکنش عاطفی ويژه ای دارد . مثلآ صدا ها فقط چند صفت معدود دارند ؛ يا بلندند ، يا کوتاه يا زير يا بم و انسان در برابر اين صدا ها ، قضاوتهای شناخته شده ای ندارد ، در حالی که در برابر مزه ها چنين قضاوت روشنی وجود دارد. شيرينی را همه به طور ملموسی می پسندند و تلخی را هيچ کس نمی پسندد . بنابر اين وقتی کسی بخواهد خبری را نا پسند جلوه دهد ، در قلمرو حس شنوايی صفت شناخته شده و بارزی پيدا نمی کند ، اما در قلمرو چشايی چنين صفتی وجود دارد و او بناچار مثلآ می گويد « خبر تلخ»
و از همين روی است که در بيشتر حس آميزی ها گرايش به سوی حواس بينايی ، چشايی ، يا بساوايی است . « خبر تلخ » ، « قيافۀ با نمک » ، « صدای روشن » ، « قصۀ شيرين » ، « سخن لطيف » و ديگر حس آميزی های موجود در زبان و ادبيات ، حکايت از چنين گرايش می کنند.